ثابت کنید : QC=c, BQ=b, AB=a اګر
(الفAD=
B b Q c C
|
1 |
|
2 |
|
3 |
a
|
1
|
|
2
|
|
3
|
AQD=Q=90 AD2=aq2+qd2
روابط ۱ و۲ رادر ۳ قرار می دهیم
=a2+b2+c2+a2=
AD=
(ب a2=(b+c)2
:اثبات AD2=(b+c)2 AD2=b2+c2+2bc
2a2+b2+c2=b2+c2+2bc a2=bc
|
هندسه |
||||||||||
|
محل درج آگهی و تبلیغات نوشته شده در تاريخ پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت 1390 توسط پریا
در شکل زیر
ثابت کنید : QC=c, BQ=b, AB=a اګر (الفAD= B b Q c C
a
AQD=Q=90 AD2=aq2+qd2 روابط ۱ و۲ رادر ۳ قرار می دهیم =a2+b2+c2+a2= AD= (ب a2=(b+c)2 :اثبات AD2=(b+c)2 AD2=b2+c2+2bc 2a2+b2+c2=b2+c2+2bc a2=bc نوشته شده در تاريخ پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت 1390 توسط پریا
با توجه به اندازه های روی شکل و AB=35 به سوالات زیر پاسخ دهید ؟ C B H E ' H A
D CH' = 6 DH = 8 الف) نسبت مساحت های مثلث هایACE وBDE را بیابید ؟
متقابل به راسE1 = E2 BDE ~ ACE AC || BO , AB / , A = B
ب) مساحت مثلث BDE را به دست آورید ؟
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه یکم دی 1389 توسط پریا
تالس (Thales) تالس یا طالس (به یونانی: Θαλης) فیلسوف مکتب مَلَتی بود. از او-که در نیمهٔ دوم سدهٔ ششم پیش از میلاد میزیست- به عنوان آغازگر فلسفه و نخستین چهرهٔ علم یاد میشود. یونانیان او را در شمار حکمای سبعه آوردهاند. زندگی تالس میلتوسی در حدود سال ۶۲۴ پیش از میلاد در شهر میلیتوس در ایونیه (غرب ترکیه امروزی) که باشکوه ترین و قدرتمندترین شهر یونانی در سواحل آسیای صغیر بود، به دنیا آمد. پدر وی اکسامیس و مادرش کلئوبولینه نام داشتند. مشهور است که کلئوبولینه ، مادر تالس از پسرش درخواست می کرد تا ازدواج کند اما تالس علاقه ای به ازدواج نداشت و هر بار در برابر خواسته مادرش می گفت : مادر من هنوز برای ازدواج کردن جوانم . این پاسخ تالس تنها جوابی بود که همیشه به مادرش می گفت. تا این که در دوران پیری ، پس از خواهش دوباره مادرش برای ازدواج گفت : مادرم ، الان برای ازدواج خیلی دیر شده . هنگامی از او پرسیدند که چرا فرزند ندارد، در پاسخ می گفت: « چون عاشق کودکانم.» ( دیوگنس لائرتیوس ، ح ۳ قرن بعد از میلاد ) تالس و ریاضیٌات میلتوس گذرگاه و محل تلاقی فرهنگ های یونانی، بین النهرینی، مصری و همسایه پادشاهی توانمند لیدیا بود. مردم میلتوس بسیار اهل سفر کردن بودند و همین امر آنان را متوجه ایده های متفاوت و تضارب میان آرای و تشابهات بین اندیشه های گوناگون کرده بود . آگاهی از این تشابهات و تعارضات میان اندیشه ها ، مشوقی برای اندیشیدن میلتوسی ها بود . در میان آریستوکراتها ، میلتوسی ها از استقلال نظر خاصی برخوردار بودند و این کوشش آنان بود برای داشتن فردیت و مزیتی که آن ها را می پرواند تا یکی از سعادتمندترین مردم منطقه باشند . تالس در جستجوی دانش سفرهای بسیاری کرده بود و از کرت ، مصر و فینیقیه نیز دیدن کرد. نسب تالس را احتمالاً از مردم فینیقی می دانند اما در حقیقت او باید از کارین ها یا کرتیان باشد که حتماً بافرهنگ ایونیایی ادغام شده است . گاتری می گوید: « یافتن اثر خون سامی در همان آغاز فلسفه ی یونانی جالب است »، این پیوند نسبی تالس با فینیقیان که توسط دیوگنس لائرتیوس انکار می شود ، اگر هم حقیقتی تاریخی نباشد اما تاثیرپذیری تالس از مشرق زمینیان دیگر امری امکان ناپذیر است . - سرآغازهای اسطوره ای محققین دلایل اسطوره شناختی تالس را به دو دسته شرقی و یونانی تقسیم می کنند : « تالس در کشوری زیست که با ایده های بابلی و مصری آشنایی داشت و برطبق روایتی مناقشه ناپذیر ، خود وی مصر را دیده است ( اولین بار مدتها قبل در ۱۸۸۵ م بود که برتلوت پیشنهاد کرد نظریه تالس ریشه بابلی دارد ) در فرهنگ این تمدن ها رودخانه اهمیت بسیار داشت . روحانیان مصری به خود می بالیدند که نه تنها تالس بلکه هومر نیز از آموختند که آب را اصل همه اشیاء بخوانند . ( پلوتارک ، ایزیس و ازیریس ، ۳۴ ؛ دیلز ـ کرانتس ، A ۱۱ ) - تبیین های عقلانی آب تنها جوهری است که می توان تغییر حالات آن را بر طبق حرارت به حالت جامد ، مایع و گاز مشاهده کرد .( برنت ) از نظرگاه ارسطو محتمل ترین اندیشه های موجود در ذهن تالس ، اندیشه های هستند که آب را با زندگی پیوند می دهند . به این دلیل است که او می بیند غذا و منی دارای رطوبت هستند و حرارت زندگی ، حرارتی مرطوب است ؛ و هیچ فرضی بیشتر از این فرض محتمل نیست که این تصورات قدیمی هنوز در ذهن او وجود داشته اند و در میان جهات بسیار ، اندیشه ی او را ، حتی در مرتبه ی ، خودآگاه به این جهت رهنمون شده اند که با کنار گذاشتن گزارش های اسطوره شناختی در جست و جوی گزارشی عقلانی در مورد توجیه این تصورات برآید . به علاوه آن خط سیر فکری که ارسطو در این جا به او نسبت می دهد با آنچه سنت درباره ماهیت اشیاء به وی نسبت می دهد ، کاملاً سازگار است . نیکلای ایوانوویچ لوباچفسکی (Nikolay Ivanovich Lobachevsky) نیکلا در سال ۱۸۰۲ وارد مدرسه قازان شد. دانشگاه قازان که در سال ۱۸۰۵ باز شد از این مدرسه منشعب شده بود. لوباچسفکی با آمادگی ریاضی که امروز هم می توان آن را بسیار خوب دانست وارد دانشگاه شد. این آمادگی به او امکان داد تا به سرعت به آموزش عمیقی در زمینه دانش های دقیق دست یابد. نیکلا در ماه فوریه سال ۱۸۰۷ وارد دانشگاه شد و تا آخرین روزهای زندگی اش وابسته به دانشگاه قازان باقی ماند. لوباچفسکی احتمالا به خاطر میل مادرش در آغاز به تحصیل پزشکی پرداخت ولی به زودی بارتل ریاضیدان برجسته و مربی باارزشی که آوازه شهرتش از مدت ها پیش در دانشگاه قازان پیچیده بود وارد دانشگاه شد. از او استقبالی سرشار از محبت و احترام به عمل آمد. دانشجویان علاقه مند به ریاضیات در کلاس های او حضور یافتند و لوباچفسکی هم برای استفاده از درس های او پزشکی را کنار گذاشت. بین دانشجو و استاد رابطه گرمی برقرار شد. بارتل به طور خصوصی هم با لوباچفسکی کار کرد و او را یاری داد تا به مشکلات کتاب های رسمی ریاضی فائق آید. لوباچفسکی با اشتیاق بسیار کار می کرد. دانش های که او در ظرف دو یا سه سال به آنها پرداخت، واقعا حیرت آور است. تردید نمی توان کرد که لوباچفسکی تنوع آگاهی های ریاضی خود و دقت ذهنی اش را در این زمینه، به طور عمده مدیون بارتل است. دلم میخواهد زندگی را از زاویه ای دیگر ببینم. دوست دارم نگاه هندسی به زندگی داشته باشم و محیطپیرامون خود را با دیدی نو محاسبه کنم. دلم میخواهد مساحت عمرم را بسنجم و به شخصیتم شکل مناسبی بدهم. میتوانم زندگی را مربعی فرض کنم که اضلاع ان را ایمان- هدف -امیدو عشقتشکیل داده اند یا مثلثی که زاویه های ان علم-ایمان و انسانیت باشد. میتوانم مرکز دایره حیاتم را انتخابهای خوب قراردهم. چرا سطحی بیندیشم ؟ وقتی دوست دارم به افکار و زندگیم عمق دهم و میتوانم حجم معنویتم را افزونسازم.من میتوانم از نقطه های خط عمرم خطی مستقیم در جهت خوبی و مهربانی ترسیمکنم. من دلم میخواهد زندگیم بر قاعده پاکی استوار باشد.به موازات حق پیش بروم و زاویهدیدم باز باشد. وقتی این قدر توانایی دارم چرا شکل غیر منتظم باشم و از میان خطوط خط های شکستهو منحنی را برگزینم؟ من میتوانم منشوری باشم شفاف که از هر سو جلوه ای خاص دارد. منشوری که نور را به راحتی تجزیه میکند و فضا را با رنگهای دلپذیر و جذابمحبت-امید-عشق- و عرفان می آراید __________________ در این لحظه بود که به خانه ای محلی رسیدند که علیرغم آنکه در مکان بسیار مناسب واقع شده بود.ظاهری بسیار حقیرانه داشت. شاگردی گفت : -این مکان را ببینید.شما حق داشتید.من در اینجا این را آموختم که بسیاری از مردم ،در بهشت بسر می بردند،اما متوجه آن نیستند و همچنان در شرایطی بسیار بد و محقرانه زندگی می کنند. استاد گفت: -من گفتم آموختن و آموزش دادن مشاهده امری که اتفاق می افتد،کافی نمی باشد. باید دلایل را بررسی کرد.پس فقط وقتی این دنیا را درک می کنیم که متوجه علتهای ان بشو یم. سپس در آن خانه را زدند و مورد استقبال ساکنان آن قرار گرفتند. زن و شوهری و با 3 فرزند ،با لباسهای پاره و کثیف. استاد خطاب به پدر خانواده می گوید: -شما در اینجا در میان جنگل زندگی می کنید،در این اطراف هیچ گونه کسب و تجارتی وجود ندارد؟چگونه به زندگی خود ادامه می دهید؟ و آن مرد نیز در آرامش کامل پاسخ داد: - ما در اینجا گاوی داریم که همه روزه ،چند لیتر شیر به ما می دهد.یک بخش از محصول را یا می فروشیم و یا در شهر همسایه با دیگر مواد غذایی معاوضه می کنیم.با بخش دیگر اقدام به تولید پنیر ،کره و یا خامه برای مصرف شخصی خود می کنیم.و به این ترتیب به زندگی خود ادامه می دهیم. استاد فیلسوف از بابت این اطلاعات تشکر کرد و برای چند لحظه به تماشای آن مکان پرداخت و از آنجا خارج شد.در میان راه،رو به شاگردان کرد وگفت:- آن گاو را از آنها دزدیده و از بالای آن صخره روبرویی به پایین پرت کنید. - اما آن حیوان تنها راه امرار معاش آن خانواده است. و فیلسوف نیز ساکت ماند ...آنها بدون آنکه هیچ راه دیگری داشته باشد،همان کاری را کردند که دستور داده شده بود و ان گاو نیز در آن حادثه مرد. این صحنه در ذهن آن جوان باقی ماند و پس از سالها ،زمانی که دیگر یک بازرگان موفق شده بود،تصمیم گرفت تا به همان خانه بازگشته و با شرح ما وقع از آن خانواده تقاضای بخشش کرده و به ایشان کمک مالی نماید. اما چیزی که باعث تعجبش شد این بود که آن منطقه تبدیل به یک مکان زیبا شده بود با درختانی شکوفه کرده،ماشینی که در گاراژ پارک شده و تعدادی کودک که در باغچه خانه مشغول بازی بودند.با تصور این مطلب که آن خانواده برای بقای خود مجبور به فروش آنجا شده اند،مایوس و ناامید گردید. وقتی در را هل داد و وارد خانه شد مورد استقبال یک خانواده بسیار مهربان قرار گرفت. سوال کرد: -آن خانواده که در حدود 10 سال قبل اینجا زندگی می کردند کجا رفتند؟ جوابی که دریافت کرد،این بود: -آنها همچنان صاحب این مکان هستند. وحشت زده و سراسیمه و دوان دوان وارد خانه شد.صاحب خانه اورا شناخت واز احوالات استاد فیلسوفش پرسید.اما جوان مشتاقانه در پی آن بود که بداند چگونه ایشان موفق به بهبود وضعیت آن مکان .زندگی به آن خوبی شده اند. آن مرد گفت: -ما دارای یک گاو بودیم،اما وی از صخره پرت شد و مرد.در این صورت بود که برای تامین معاش خانواده ام مجبور به کاشت سبزیجات و حبوبات شدم.گیاهان و نباتات با تاخیر رشد کردند و مجبور به بریدن مجدد درختان شدم و پس از ان به فکر خرید چرخ نخ ریسی افتادم و با آن بود که به یاد لباس بچه هایم افتادم ،و با خود همچنین فکر کردم که شاید بتوانم پنبه هم بکارم.به این ترتیب یکسال سخت گذشت،اما وقتی خرمن محصولات رسید،من در حال فروش و صدور حبوبات ،پنبه و سبزیجات معطر بودم .هرگز به این مسله فکر نکرده بودم که همه قدرت و پتانسیل من در این نکته خلاصه می شد که :چه خوب شد آن گاو مرد هندسه هم هندسه ی قدیم! خدا را شکر که استاد غیور در بین ما نیست که ببیند چه بلایی بر سر کتابهای درسی هندسه آورده اندکه اگر می بود هیچ گاه حاضر نمی شد هندسه دبیرستانی به چنین مصیبتی گرفتار آید. ایشان حتی نسبت به همان هندسه نظام قدیم که پرمغزو عالی بود نیز نظرات ارزنده ای داشتند و اعتقاد داشت که باید به آن مطالبی افزود . در مصاحبه با ایشان که در تابستان 1368 در مجله رشد شماره 22 منتشر شده است . در پاسخ به این پرسش که چه تغییراتی در کتابهای هندسه ی دبیرستانی ( آن زمان ) ضرورت دارد ؟ به شرح زیر پاسخ داده اند . تغییراتی که باید در هندسه های اول تا سوم انجام شود اضافه کردن ترکیب، تبدیلهای انتقال و تقارن و دوران است که قبلاً بوده و حذف شده است و اضافه شدن قضیه تصویر شکل مسطح روی صفحه است که جا مانده است در کتاب چهارم که خود من در تألیف آن دخالت تام و تمام داشته ا م دو تبدیل قطب و قطبی و انعکاس و تصویر مرکزی روی صفحه باید اضافه شود و همینطور تقسیم غیر توافقی . علت این که در سال 1359 این تبدیلات از برنامه دبیرستان حذف شد ، در آن دوران بود که می خواستند هندسه را هم به کلی از برنامه دبیرستانها در همه دنیا حذف کنند که بعدها تغییر روش دادند !! «نمردیم و دانستیم که دشمنی و کینه توزی با هندسه سر دراز دارد و مخصوص همین نظام جدید آموزشی خودمان تنها نیست ! » استاد بزرگ هندسه و علاقه به شعر و شاعری استاد در این خصوص می گویند : علاقه من به شعر و شاعری سابقه طولانی دارد . پدر من حاجی شیخ صادق مردی ادیب و عربی دان بود . اغلب اشعار مولوی و حافظ و بابا طاهر و حتی اشعار عربی دوره ی جاهلیت را از حفظ داشت . من در کلاس ششم ابتدایی و اول و دوم متوسطه گلستان سعدی و مقدمه بوستان و بسیاری از حکایات آن را از حفظ بودم و شعر هم می گفتم ولی پنهان از پدر و برادرم ؛ زیرا هر دو مخالف بودند که من شاعر شوم . بر اثر اشتغال به درسهای ریاضی و فیزیک مکانیک که پیش خود یاد می گرفتم شعر را کنار گذاشتم و دفتر شعرم را آتش زدم . از آن دفتر یک دو بیتی که به دوست همکلاسیم داده بودم و یک قطعه بر جامانده است . و این هم آن دو بیتی : این عکس که صورتیست بی جان/دانم به یقین نه در خور توست/عکس تو بود به خاطر من/عکس من اگر به دفتر توست از سال 25 به بعد گاهگاه شعر هایی در سیر و سیاحت در دامنه الوند زادگاه خود یا در دوره ی تحصیل دانشگاهی یا سال 40 به بعد ؛ سروده ام . در این دوران بر خلاف دوره طفولیت و نو جوانی ؛ همواره شعر به سراغ من آمده است و اگر خوب از آب در آمده آن را یادداشت کرده ام . در سال 36 برادرم که در تهران می زیست 33 قطعه از اشعار مرا در چاپخانه محمد علی علمی به چاپ رسانید . این مجموعه بنام رؤیا تقدیم به استاد بزرگوار دکتر محسن هشترودی شده است . به دل کوه زنم کز دل و جان/رفع دلتنگی و اندوه کنم/راز دل با همه گفتن نتوان/درد دلها همه با کوه کنم از قطعه ی دل کوه مجموعه رویا استاد غیور در تدریس هندسه توجه و تأکیدخاصی بر اهمیت اصول هندسی داشتند ؛ وی می گوید : بسیاری از دانش آموزان ممتاز و حتی بعضی از دبیران اوقات گرانبها و عزیز خود را صرف این می کنندکه بعضی از مسائل معروف لاینحل را حل کنند و کار بزرگی را انجام دهند در صورتی که با توجه به اصول هندسه ممکن نیست..مثلاً این گزاره که دانشمندان گفته اند ( تثلیث زاویه محال است ) خود چون قضیه ای در هندسه اقلیدسی است ، بنابر این درست است . در چهار سالی که در مجله رشد ریاضی کار می کنم . « این مطلب از رشد ریاضی شماره 25 بهار 1369 نقل می شود » هر هفته 3 تا 4 نامه دارم ، که در آنها برای اثبات تثلیث زاویه قلم فرسایی کرده اند در صورتیکه در مجله رشد شماره 5 و 6 آقای دکتر جمالی ثابت کرده است که تثلیث زاویه محال است . همکاری مرحوم غیور با رشد ریاضی تا سال 1372 ادامه داشت و سلسله مقالات ارزشمندی از ایشان در زمینه هندسه در این مجله به چاپ رسید .از جمله دیگر تألیفات ایشان کتاب هندسه چهارم ( نظام قدیم ) ، کتاب هندسه تحلیلی ، کتاب هندسه برای مراکز تربیت معلم و تحقیقاتی در زمینه جبر برداری و موارد استعمال آن در هندسه می باشهندسه هم هندسه ی قدیم! خدا را شکر که استاد غیور در بین ما نیست که ببیند چه بلایی بر سر کتابهای درسی هندسه آورده اندکه اگر می بود هیچ گاه حاضر نمی شد هندسه دبیرستانی به چنین مصیبتی گرفتار آید. ایشان حتی نسبت به همان هندسه نظام قدیم که پرمغزو عالی بود نیز نظرات ارزنده ای داشتند و اعتقاد داشت که باید به آن مطالبی افزود . در مصاحبه با ایشان که در تابستان 1368 در مجله رشد شماره 22 منتشر شده است . در پاسخ به این پرسش که چه تغییراتی در کتابهای هندسه ی دبیرستانی ( آن زمان ) ضرورت دارد ؟ به شرح زیر پاسخ داده اند . تغییراتی که باید در هندسه های اول تا سوم انجام شود اضافه کردن ترکیب، تبدیلهای انتقال و تقارن و دوران است که قبلاً بوده و حذف شده است و اضافه شدن قضیه تصویر شکل مسطح روی صفحه است که جا مانده است در کتاب چهارم که خود من در تألیف آن دخالت تام و تمام داشته ا م دو تبدیل قطب و قطبی و انعکاس و تصویر مرکزی روی صفحه باید اضافه شود و همینطور تقسیم غیر توافقی . علت این که در سال 1359 این تبدیلات از برنامه دبیرستان حذف شد ، در آن دوران بود که می خواستند هندسه را هم به کلی از برنامه دبیرستانها در همه دنیا حذف کنند که بعدها تغییر روش دادند !! «نمردیم و دانستیم که دشمنی و کینه توزی با هندسه سر دراز دارد و مخصوص همین نظام جدید آموزشی خودمان تنها نیست ! » استاد بزرگ هندسه و علاقه به شعر و شاعری استاد در این خصوص می گویند : علاقه من به شعر و شاعری سابقه طولانی دارد . پدر من حاجی شیخ صادق مردی ادیب و عربی دان بود . اغلب اشعار مولوی و حافظ و بابا طاهر و حتی اشعار عربی دوره ی جاهلیت را از حفظ داشت . من در کلاس ششم ابتدایی و اول و دوم متوسطه گلستان سعدی و مقدمه بوستان و بسیاری از حکایات آن را از حفظ بودم و شعر هم می گفتم ولی پنهان از پدر و برادرم ؛ زیرا هر دو مخالف بودند که من شاعر شوم . بر اثر اشتغال به درسهای ریاضی و فیزیک مکانیک که پیش خود یاد می گرفتم شعر را کنار گذاشتم و دفتر شعرم را آتش زدم . از آن دفتر یک دو بیتی که به دوست همکلاسیم داده بودم و یک قطعه بر جامانده است . و این هم آن دو بیتی : این عکس که صورتیست بی جان/دانم به یقین نه در خور توست/عکس تو بود به خاطر من/عکس من اگر به دفتر توست از سال 25 به بعد گاهگاه شعر هایی در سیر و سیاحت در دامنه الوند زادگاه خود یا در دوره ی تحصیل دانشگاهی یا سال 40 به بعد ؛ سروده ام . در این دوران بر خلاف دوره طفولیت و نو جوانی ؛ همواره شعر به سراغ من آمده است و اگر خوب از آب در آمده آن را یادداشت کرده ام . در سال 36 برادرم که در تهران می زیست 33 قطعه از اشعار مرا در چاپخانه محمد علی علمی به چاپ رسانید . این مجموعه بنام رؤیا تقدیم به استاد بزرگوار دکتر محسن هشترودی شده است . به دل کوه زنم کز دل و جان/رفع دلتنگی و اندوه کنم/راز دل با همه گفتن نتوان/درد دلها همه با کوه کنم از قطعه ی دل کوه مجموعه رویا استاد غیور در تدریس هندسه توجه و تأکیدخاصی بر اهمیت اصول هندسی داشتند ؛ وی می گوید : بسیاری از دانش آموزان ممتاز و حتی بعضی از دبیران اوقات گرانبها و عزیز خود را صرف این می کنندکه بعضی از مسائل معروف لاینحل را حل کنند و کار بزرگی را انجام دهند در صورتی که با توجه به اصول هندسه ممکن نیست..مثلاً این گزاره که دانشمندان گفته اند ( تثلیث زاویه محال است ) خود چون قضیه ای در هندسه اقلیدسی است ، بنابر این درست است . در چهار سالی که در مجله رشد ریاضی کار می کنم . « این مطلب از رشد ریاضی شماره 25 بهار 1369 نقل می شود » هر هفته 3 تا 4 نامه دارم ، که در آنها برای اثبات تثلیث زاویه قلم فرسایی کرده اند در صورتیکه در مجله رشد شماره 5 و 6 آقای دکتر جمالی ثابت کرده است که تثلیث زاویه محال است . همکاری مرحوم غیور با رشد ریاضی تا سال 1372 ادامه داشت و سلسله مقالات ارزشمندی از ایشان در زمینه هندسه در این مجله به چاپ رسید .از جمله دیگر تألیفات ایشان کتاب هندسه چهارم ( نظام قدیم ) ، کتاب هندسه تحلیلی ، کتاب هندسه برای مراکز تربیت معلم و تحقیقاتی در زمینه جبر برداری و موارد استعمال آن در هندسه می باشد .د . هشت موضوع شگفت انگیز از زندگی آلبرت انیشتین که شما هیچ گاه آنان را نمی دانستید. بله، همگی ما می دانیم که
انیشتین این فرمول (e=mc2) را کشف کرد. اما واقعیت آن است که چیز های کمی در مورد زندگی خصوصیش می دانیم، خودتان را با این هشت مورد، شگفت زده کنید! 1- او با سر بزرگ متولد شد وقتی انیشتین به دنیا آمد او خیلی چاق بود و سرش خیلی بزرگ تا آنجایی که مادر وی تصور می کرد، فرزندش ناقص است، اما بعد از چند ماه سر و بدن او به اندازه طبیعی باز گشت. 2- حافظه اش به خوبی آنچه تصور می شود، نبود مطمئناً انیشتین می توانسته کتاب های مملو از فرمول و قوانین را حفظ کند، اما برای به یاد آوری چیز های معمولی واقعاً حافظه ضعیفی داشته است. او یکی از بدترین اشخاص در به یاد آوردن سالروز تولد عزیزان بود و عذر و بهانه اش برای این فراموشکاری، مختص دانستن آن ( تولد ) برای بچه های کوچک بود. 3- او از داستان های علمی- تخیلی متنفر بود انیشتین از داستان های تخیلی بیزار بود. زیرا که احساس می کرد، آنها باعث تغییر درک عامه مردم از علم می شوند و در عوض به آنها توهم باطلی از چیزهایی که حقیقتاً نمی توانند اتفاق بیفتند می دهد. به بیان او "من هرگز در مورد آینده فکر نمی کنم، زیرا که آن به زودی می آید." به این دلیل او احساس می کرد کسانی که به طور مثال بشقاب پرنده ها را می بینند باید تجربه هایشان را برای خود نگه دارند. 4- او در آزمون ورودی دانشگاه اش رد شد در سال 1895 در سن 17 سالگی، انیشتین که قطعاً یکی از بزرگترین نوابغی است که تاکنون متولد شده، در آزمون ورودی دانشگاه فدرال پلی تکنیک سوئیس رد شد. در واقع او بخش علوم و ریاضیات را پشت سر گذاشت ولی در بخش های باقیمانده، مثل تاریخ و جغرافی رد شد. وقتی که بعد ها در این رابطه از او سوال شد؛ او گفت: آنها بینهایت کسل کننده بودند، و او تمایلی برای پاسخ دادن به این سوالات را در خود احساس نمی کرد. 5- علاقه ای به پوشیدن جوراب نداشت انیشتین در سنین جوانی یافته بود که شصت پا با عث ایجاد سوراخ در جوراب می شود. سپس تصمیم گرفت که دیگر جوراب به پا نکند و این عادت تا زمان مرگش ادامه داشت. علاوه بر این او هرگز برای خوشایند و عدم خوشایند دیگران لباس نمی پوشید، او عقیده داشت یا مردم او را می شناسند یا نمی شناسند. پس این مورد قبول واقع شدن ( آن هم از روی پوشش ) چه اهمیتی می تواند داشته باشد؟ 6- او فقط یک بار رانندگی کرد انیشتین برای رفتن به سخنرانی ها و تدریس در دانشگاه ، از راننده مورد اطمینانش کمک می گرفت. راننده وی نه تنها ماشین او را هدایت می کرد ، بلکه همیشه در طول سخنرانی ها در میان شنوندگان حضور داشت. انیشتین، سخنرانی مخصوص به خود را انجام می داد و بیشتر اوقات راننده اش، به طور دقیقی آنها را حفظ می کرد. یک روز انیشتین در حالی که در راه دانشگاه بود، با صدای بلند در ماشین پرسید: چه کسی احساس خستگی می کند؟ راننده اش پیشنهاد داد که آنها جایشان را عوض کنند و او جای انیشتین سخنرانی کند، سپس انیشتین به عنوان راننده او را به خانه بازگرداند. (عدم شباهت آنها مسئله خاصی نبود. انیشتین تنها در یک دانشگاه استاد بود، و در دانشگاهی که وقتی برای سخنرانی داشت، کسی او را نمی شناخت و طبعاً نمی توانست او را از راننده اصلی تمیز دهد.) او قبول کرد ، اما کمی تردید در مورد اینکه اگر پس از سخنرانی سوالات سختی از راننده اش پرسیده شود ، او چه پاسخی خواهد داد، در درونش داشت. به هر حال سخنرانی به نحوی عالی انجام شد، ولی تصور انیشتین درست از آب در آمد . دانشجویان در پایان سخنرانی انیشتین جعلی شروع به مطرح کردن سوالات خود کردند. در این حین راننده باهوش گفت:"سوالات به قدری ساده هستند که حتی راننده من نیز می تواند به آنها پاسخ گوید" سپس انیشتین از میان حضار برخواست و به راحتی به سوالات پاسخ داد به حدی که باعث شگفتی حضار شد. 7- الهام گر او یک قطب نما بود انیشتین در سنین نوجوانی یک قطب نما به عنوان هدیه تولد از پدرش دریافت کرده بود. وقتی که او طرز کار قطب نما را مشاهده می نمود، سعی می کرد طرز کار آن را درک کند. او بعد از انجام این کار بسیار شگفت زده شد. بنابراین تصمیم گرفت علت نیروهای مختلف در طبیعت را درک کند. 8- راز نهفته در نبوغ او بعد از مرگ انیشتین در 1955 مغز او توسط توماس تولتز هاروی برای تحقیقات برداشته شد. اما این کار به صورت غیر قانونی انجام شد. بعدها پسر انیشتین به او اجازه تحقیقات، در مورد هوش فوق العاده پدرش را داد. هاروی تکه هایی از مغز انیشتین را برای دانشمندان مختلف در سراسر جهان فرستاد. از این مطالعات دریافت می شود که مغز انیشتین در مقایسه با میانگین متوسط انسان ها، مقدار بسیار زیادی سلول های گلیال که مسئول ساخت اطلاعات هستند داشته است. همچنین مغز انیشتین مقدار کمی چین خوردگی حقیقی موسوم به شیار سیلویوس داشته، که این مسئله امکان ارتباط آسان تر سلول های عصبی را با یکدیگر فراهم می سازد. علاوه بر این ها مغز او دارای تراکم و چگالی زیادی بوده است و همینطور قطعه آهیانه پایینی دارای توانایی همکاری بشتر با بخش تجزیه و تحلیل ریاضیات است. تهیه کننده:ریحانه اخوان
دبیر مربوطه:سرکارخانم رستگاری
کلاس:سوم ریاضی نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و نهم آذر 1389 توسط پریا
اثبات منطقی یک رویکرد پرداختن به مسائل ریاضی و هندسه است و موجبات تشکیل یک بنای ریاضی قابل اعتماد و مستند را با اصول و تعاریف و قضایای مشخص ایجاد میکند. اما نکته در اینجاست که وظیفه ما ساخت این بنا نیست. یادگیری این بنا است. در یادگیری ممکن است لزوماً محفوظات در کار نباشند. ممکن است در جایی نیاز به تجریه کردن داشته باشیم و ممکن است لازم باشد روی یک مسئله با اینکه میدانیم و اثبات منطقی کردهایم که درست است ساعتها از روی کنجکاوی به بررسی و تحقیق بپردازیم. آنان که به علم هندسه ارادت دارند، بی شک در خاطرات خود از حل مسئلهای زیبا و یا یافتن پاسخ بعد از کوششی فراوان در شرایطی که انتظارش را ندارند سخن میگویند. و این اتفاق آنها را به در مورد این رشته علمی از خود بی خود کرد. و این گونه ادراکات زمانی اتفاق میافتد که زمینه ایجاد آن را در بستری امن فراهم آوریم. نرم افزارهای های هندسه پویا محیطی با قابلیتهای فراوان و کارآمد برای ما فراهم آورده اند تا مسئله هایی را که ژیش از این حل شده اند را با کنجکاوی خود دوباره بررسی کنیم و از ابعاد متعدد دیگر باز بینی کنیم. مدلی برای مراحل یادگیری1- مشاهده: دانش آموزان مشاهدات خود را از مواد اوليه ، احاطه شده در زمينه طبيعيشان يا شبيه سازي هاي مربوط به آن را مي سازيم. 2- ساخت تفسير: دانش آموزان مشاهداتشان را تفسير و دلايلشان را توضيح مي دهند. 3- زمينه يابي: دانش آموزان زمينه اي را براي توضيح هايشان مي سازند. 4- شناخت نوآموزان: معلمان به دانش آموزان نوآموز كمك مي كنند كه در مشاهده و تفسير و زمينه يابي مسلط شوند. 5- مشاركت: دانش آموزان در مشاهدات تفسير و زمينه يابي با هم مشاركت مي كنند. 6- تفسير هاي چند گانه: دانش آموزان مي توانند به سهولت دانش خود را از طريق تفسير هاي چند گانه از دانش آموزان ديگر و يا مثال هايي از متخصصين بدست بياورند. 7- اظهارات چند گانه: دانش آموزان دانش قابل انتقالي را از طريق اظهارات چند گانه اي از همان تفسيرها بدست بياورند. این مدل توسط رابرت .او و مك كلتناك و جان . بي بلك ارائه داده شده است. کاریری های تجربی در استفاده از هندسه پویا1. استفاده از برنامههای هندسهی پویا در مقطع راهنمایی به پائین آوردن سطح هندسه مبتنی بر فرضیههای استنتاجی شتاب خواهد بخشید. (ولی آنرا کاملاً فر نمیریزد.) 2. قابلیتهای جدیدی برای انجام فعالیتهای تجربهای و اکتشافی وجود دارد. مثالهای زیاد به خوبی موارد ويژه با سرعت کاملاً زیاد میتواند ایجاد و به تصویر کشیده شود. 3. بسیاری از استدلالهای کلاسیک در حالت ترسیمی میتواند به تصویر کشیده شود. 4. از این طریق استفاده از کامپیوتر در اثباتها پیش قدم میشود. ولی بیشتر به شکل دلایل توجیهی خواهد بود تا استدلالهای رسمی. 5. آزمونهای اتفاقی کافی نیست. ارائه دانش دربارهی استفاده از برنامهها و دستورالعملهای آموزشی توسط معلمین ضروری است. در غیر این صورت تجربههای آموزشی تنها آزمونهای کور محسوب خواهند شد. 6. دستورالعملهای آموزشی ویژه دانشآموزان ضروری است برای ایجاد شکلهای مورد نظر حالت کشیدن صحیح ترسیمات و تجربه پدیدهی مشاهده شده برای تبدیل بینش ایجاد شده به جملات ساخته شده صحیح لازم است. ۷. دستورالعملهای آموزشی ویژه معلمین نیز برای توانمند کردن معلمین به استفاده از این ابزار و هدایت دانش آموزان به اکتشاف های کنترل شده ضروری است. ۸. برنامه های هندسه پویا تاکید را تغییر خواهند داد و جای خود را به عنوان ابزاری خ.اهد بود که اهداف گذشته را بهتر آموزش دهند.
هندسه اقلیدسی
هندسهٔ اقلیدسی به مجموعهٔ گزارههایِ هندسیای اطلاق میشود که به بررسی موجودات ریاضیاتی مثل نقطه و خط میپردازد و بر پایههائی که اقلیدس ریاضیدان یونانی در کتاب خود بهنام اصول عرضه کرده، بنا شدهاست. این قضایایِ هندسی عمدتاً توسطِ یونانیانِ باستان کشف و توسطِ اقلیدسِ اسکندرانی گردآوری شدهاند و بخش بزرگی از آن همان است که در دبیرستانها تدریس میشود. کتابِ «اصولِ» اقلیدس یکی از بزرگترین و تأثیرگذارترین کتابها چه بلحاظِ محتوا و چه از نظرِ روشِ اصلِ موضوعهایاش بودهاست. تا قرن نوزدهم میلادی هر وقت از هندسه سخن میرفت منظور هندسه اقلیدسی بود. بررسی مفاهیم هندسه اقلیدسی در دو بعد را «هندسه مسطحه» و در سه بعد «هندسه فضائی» مینامند. این مفاهیم را به ابعاد بالاتر از سه نیز میتوان تعمیم داد و همچنان آن را هندسه اقلیدسی نامید. تاریخچهدر حدود ۳۰۱ سال قبل از میلاد دنیای هندسه در تب و تاب بود. نظرات مختلفی در زمینهٔ هندسه وجود داشت و سرانجام اقلیدس با انتشار کتاب اصول بنیادی را بنا نهاد که تا قرنها منسجمترین بنیادهای نظری بشر محسوب میشود. روش اقلیدس ساده بود او چند اصل موضوع و چند اصل متعارف را بدون اثبات به عنوان اصول بدیهی پذیرفت و سپس بر اساس آن صدها قضیه دیگر را اثبات کرد که بیشتر آنها بسیار دور از ذهن بودند. اقلیدس شاگرد مکتب افلاطون بود. او در اصول سیزده جلدی خود تمام دانش بشری تا آن زمان گرد آورد و به مدت دو هزار سال مرجعی بیبدیل باقی ماند. روش بنداشتی (اصل موضوع) اقلیدس منجر به کاربرد الگویی شد که امروزه به آن ریاضیات محض میگوییم. محض از این نظر که با اندیشهٔ محض سر و کار دارد و از راه آزمون خطا و تجربه به دست نمیآید و درستی یا نادرستی احکام آن را نیز از راه تجربه نمیتوان اثبات یا نفی کرد. برای استفاده از روش بنداشتی یا اصل موضوع دو شرط را باید پذیرفت:
کار عظیم اقلیدس این بود که چند اصل ساده، چند حکم که بینیاز به توجیهی پذیرفتنی بودند دستچین کرد، و از آنها ۴۶۵ گزاره نتیجه گرفت. زیبایی کار اقلیدس در این است که این همه را از آن اندک نتیجه گرفت. اصول موضوعهتمامِ هندسهٔ اقلیدسی (تمامِ قضیههایی که در دبیرستان میخوانیم، قضیهٔ فیثاغورس و غیره) میتوانند از پنج اصلِ موضوعهٔ زیر استخراج شوند: 1. از هر دو نقطه یک خطِ راست میگذرد. 2. هر پارهخط را میتوان تا بینهایت رویِ خطِ راست امتداد داد. 3. با یک نقطه به عنوانِ مرکز و یک پارهخط به عنوانِ شعاع میتوان یک دایره رسم نمود. 4. همهٔ زوایایِ قائمه با هم برابر اند. 5. اگر یک خط دو خطِ دیگر را قطع کند، آن دو خط در طرفی که جمعِ زوایایِ داخلیِ تولید شده توسطِ خطِ مورب کمتر از دو قائمهاست به هم میرسند (خود یا امتدادشان). برایِ بیانِ این اصولِ موضوعه به مفاهیمی مانندِ نقطه و خط نیاز داریم. همانطور که باید چند گزاره را بدونِ اثبات بپذیریم تا بقیهٔ گزارهها استخراج شوند لازم است چند مفهوم را نیز بدونِ تعریف بپذیریم. به این مفاهیم «تعریفنشدهها» میگویند. همانطور که دیده میشود اصولِ هندسهٔ اقلیدسی به جز اصلِ پنجم بسیار ساده و بدیهی به نظر میآیند. به همیندلیل از زمانِ اقلیدس ریاضیدانانِ بیشماری در شرق و غرب (منجمله خیام ریاضیدانِ ایرانی) تلاش کردهاند اصلِ آزاردهندهٔ پنجم را به اثبات برسانند. این کار همواره شکست خوردهاست. سپس برخی ریاضیدانان تلاش نمودند خلافِ اصلِ پنجم را فرض کنند تا ببینند آیا هندسهای متناقض پدید میآید یا نه. از آنجا که هیچ تناقضی در هندسههایِ دارایِ اصلِ پنجمِ متفاوت دیده نشد به آنها نامِ هندسه نااقلیدسی را دادند. در نتیجه این مسأله مطرح گردید که تجربه کدام هندسه را تأیید میکند. نظریهٔ نسبیت عام به این پرسش پاسخ میدهد. اصول متعارفی1. دو مقدار مساوی بامقدار سوم با هم مساوی اند. 2. اگر به دو مقدار مساوی مقادیر مساوی اضافه کنیم، حاصل جمعها با هم مساوی اند. 3. اگر از دو مقدار مساوی مقادیر مساوی کم کنیم، باقیماندهها با هم مساوی اند. 4. دو چیز قابل انطباق با هم برابر اند. 5. کل از جزء بزرگتر است. پس از اقلیدس۲۱۰۰ سال پس از اقلیدس هندسهٔ او یگانه هندسهٔ موجود بود. با این وجود در طی این مدت طولانی ریاضیدانهای زیادی کوشیدند اصل پنجم را از روی سایر اصل اثبات کنند که این کوششها سرانجام به نتیجهٔ دیگری منجر شد و در اوایل قرن نوزدهم هندسههای جدیدی به وجود آمد که هندسههای نااقلیدسی نامیده میشود. هندسهای که تنها بر اساس چهار اصل اول اقلیدس ساخته میشود هندسه نتاری نامیده میشوند. دیوید هیلبرت در آخرین سال قرن نوزدهم (۱۸۹۹) کتاب «مبانی هندسه» خود را نوشت. هیلبرت در این کتاب صورتبندی دقیقتری از هندسهٔ اقلیدسی ارائه دارد. تاريخچه هندسه تهیه وتنظیم:الهام پریشانی ومحجوبه روح اللهی نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و نهم آذر 1389 توسط پریا
دو فرآیند تفکر در هندسهتفکر در هندسه نیازمند دو فرآیند انتزاعی و شهودی است. در بسیاری از منابع نظری رشد شناختی تفکر شهودی و انتزاعی در دو حالت مجزا از تفکر محسوب میشوند. (سوان 1993) بعنوان مثال در نظریهی کلاسیک رشد شناختی پیاژه (1971) بین تفکر انتزاعیو تفکر رسمی تمایز قائل شده است. دانشآموزان در تفکر شهودی میتوانند به حل مسائل ریاضی و منطقی بپردازند، اگر چه تفکر شهودی تنها مسائلی که در لحظهی حال وجود داشته باشد و اینکه بتوان از طریق انجام عملیات فیزیکی دستکاریهایی را در مسئله صورت دارد، را حل میکند. به عنوان مثال تفکر شهودی نمیتواند مسائل انتزاعی کلامی را حل کند. مثلاً اینکه علی از رضا بلندتر است و رضا از احمد. اینکه چه کسی از همه بلندتر است؟ اگر چه کودکان با در اختیار داشتن چند قطعه چوب در اندازهها و رنگهای مختلف مسائل اینچنینی را راحتتر حل میکنند. چوب قرمز بزرگتر از چوب زرد است. و چوب زرد از چوب آبی بزرگتر. کدام پوب بزرگتر است؟ در مقایسه میتوان گفت تفکر انتزاعی رسمی از حالتهای ذهنی سرچشمه میگیرد تا از کارکردنهای فیزیکی. در واقع مهارتهای حل مسئله که به تجارب شهودی بستگی ندارند. لیو و کامینگز(1997) دو فرآیند تفکر که برای یادگیری هندسه و طی مراحل مدل ونهیل لازم است را توضیح دادهاند. 1) فرآیند تفکری از شهودی به انتزاعی (CA) 2) فرآیند تفکری از انتزاعی به شهودی (AC) فرآیند CA با حس کردن اشیای ملموس توسط دانشآموز و با تجربههای جهان فیزیکی آغاز میشود. این تحریکات فیزیکی از طریق حواس دریافت میشود. و کیفیت خاص آن از طریق نظام احساسی درک میشود. انتهای این فرآیند به صورت یک فرمولبندی شخصی، ایدهها و یا قوانینی دربارهی چگونگی حس کردن و ایجاد مفاهیم انتزاعی در تجارب مشاهده شده خواهد بود. فرآیند CA بیانگر فرآیند تفکر استدلال استقرایی است. که از یک حقیقت معین (جزء) به یک نتیجهگیری عمومی (کل) دربارهی مفاهیم، ایدهها و قوانین میرسیم. [مثلاً با اندازهگیری اقطار در چند مستطیل پی میبریم همواره در مستطیل اقطار با هم برابرند.] فرآیند CA تفکر دانشآموزان را با ایجاد تحریک انتقالی به گذراندن سه مراحل اول مدل ونهیل هدایت میکند. وقتی دانشآموز از طریق فرآیند شهودی به انتزاعی میاندیشد، تفکر او در مورد هندسه پیشرفت میکند و در نهایت به مرحلهی سوم ونهیل که مرحلهی رابطهای/ انتزاعی است میرسد. در این رابطه لیو و کامینگز (1997) بیان میکنند: هنگاهی که دانشآموز در این مفاهیم رشد میکند، طرح هندسی خود را که کلیهی قواعد و روابطی که در این فرآیند یادگرفته است را گسترش داده است. و علاوه بر این با این پیشرفت وی خواهد توانست به راههای پیچیدهتری از هندسه نسبت به حالتی که قضایای هندسی را تنها حفظ کرده است، دست پیدا کند. در طرح ونهیل، مرحلهی رابطهای/ انتزاعی بالاترین سطحی که کودک میتواند در هندسه تفکر کند نیست. وقتی که آنها به این مرحله میرسند، کودک آماده است به مراحل بالاتر یادگیری از طریق AC است نیز دست پیدا کند. بطوریکه به او اجرازه داده میشود که مفاهیم آموخته شدهی جدید را قبول کند. فرآیند تفکر انتزاعی به شهودی AC حرکت سادهی معکوس شهودی به انتزاعی CA نیست. بلکه حالت بالاتری از تفکر است که بستگی به توانایی استدلال منطقی و انتزاعی دارد. البته فرآیند AC همچنین زمینه ساز یادگیری مفاهیم و قواعدی است که از یادگیری CA نشات میگیرد است. به عبارت دیگر تفکر انتزاعی برای اصول هندسی کافی نیست. هر کس باید بتواند این عبارت را بپذیرد. به طور خلاصه، فرآیند شهودی – انتزاعی شامل تفکر هندسی از کودکان از دیدن تا مرحلهی رابطهای/ انتزاعی ونهیل میشود و هنگامی که آنها به این تفکر انتزاعی دست پیدا کردند. با پذیرش فرآیند تفکری انتزاعی- شهودی برای حل مسائل شهودی میپردازند. فرآیند AC از طرفی تفکر استدلالی استنتاجی محسوب میشود. تفکر استنتاجی یک تفکر از کل به جزء است و در فرآیند حل مسئله عمل میکند. نقش معلم در محیط های هندسه پویاپژوهشگران نقش معلم را در گونههاي متفاوت توصيف كردهاند. همانطور كه گراوميجر (1989) توضيح ميدهد، فرودنتال نقش معلم را نوعي راهنما ميداند كه مسير يادگيري را به دانشآموزان نشان ميدهد. در اين نقش معلم اين امكان را فراهم ميكند كه دانشآموزان در مسير مشخصتري حركت كنند و مفاهيم رياضي را در ذهن خود بپرورانند. شونفلد (1989) نقش معلم را به عنوان يك قدرت فرض ميكند و پيشنهاد ميدهد كه فرآيند تشخيص و تاييد مطالب بايد در كلاس و مشاركت دانشآموزان صورت بگيرد. بال (1993)، چازان و بال (1999)، كلارك (1993) و كالينز، براون و نيومن (1989) نقش معلم را به عنوان تسهيلكننده فرآيند پرسش عنوان ميكند و معتقدند كه دانشآموزان بايد مشاركتي فعال داشته باشند. در ميان همه اين عقايد همگي بر اين باورند كه معلم صرفاً انتقالدهنده علم نيست.
نقش معلم در مدل بروسیوبروسیو (1997) در نظريه آموزشي خود دو نقش عمده براي معلمين رياضي ارائه ميدهد: 1. انتقال 2. نهادينه كردن او در توصيف فعاليت يادگيري اظهار ميكند: در خلال زماني كه مسئله را بررسي ميكند و جواب آن را ميدهد معلم از مداخله ميپرهيزد و مطالب مورد نظرش را به دانشآمو انتقال نميدهد… اين شرايط پيشنيازي براي شرايط گستردهتر است. در واقع معلم قصد دارد شرايط آموزشي را به دانشآموز منتقل كند. دانشآموز نيز مستقل ميشود و تعامل مفيدي پيدا ميكند (ص 30). در مدل بروسیو مرحله پس از انتقال، نهادينه كردن نام دارد. در اين مرحله معلم مفهومها را از منظر خود با دانشآموزان سهيم ميشود. فرضيه بروسیو به تمايل طبيعي معلمين براي پيشرفت مهارتهايي كه به دانشآموزان كمك ميكند پر و بال ميدهد. در اين فرضيه معلم در مورد آنچه كه به دانشآموزان ميآموزد هدفمند است (ساترلند و بالاچف، ص 6).
کارکردهای اثبات از نطر دیویلیر جان دی ویلیر از محققین و مولفین برجسته در هندسه پویا نظریات بساری در ارتباط با ارتباط اثبات در هندسه و یادگیری در محیط های هندسه پویا ارائه داده است. از نظر وی اثبات کارکردهایی دارد که به ترتیب در زیر آمده است.
پدیده نحوه قرارگیریدر مطالعات صورت گرفته در زمينهی هندسهی ثابت، محققان با در نظر گرفتن خصوصيات اجسام هندسي گرايشي را مد نظر قرار ميدهند. اگر تعدادي مثلث بر روي صفحه كاغذ به دانشآموزان نشان داده شوند، اين احتمال وجود دارد كه آنها مثلث متساويالساقين را هنگامي كه قاعدهاش افقي قرار گيرد، بهتر تشخيص دهند همچنين تشخيص مثلث قائمالزاويه هنگامي كه رأس قائمه آن موازي با لبهی كاغذ قرار گيرند براي آنها آسانتر خواهد بود. (كلمنتس و بانيستا، 1992 ؛ يروشالمي و چازن، 1993). هاسواگا (1997) اين يافتهها را تحت عنوان “پديدهی نحوهی قرار گیری” بيان کرد. همزمان با فعاليت دانشآموزان در مدارس در درس هندسه، آنها از اشكال هندسي تصاويري ذهني را به عنوان مدل پایه تجسم ميكند. اين تصاوير غالباً قاطع نيستند (به مطالب مكوتيا، 1998 ؛ شيفتر ، 1999 نيز مراجعه فرماييد). به عنوان مثال ممكن است تصويری تك از مثلث متساويالساقين در يك كتاب درسي موجب ميشود دانشآموزان يك قانون كلي ترتيب دهند و تنها مثلثي را متساويالساقين بدانند كه قاعدهاش افقي قرار گيرد. نرمافزارهاي هندسه پويا دارای امکاناتی جهت ايجاد تصاوير هندسي متحرک با اندازهها و جهتهاي متفاوت است. بدين جهت دانشآموزان تنها يك تصوير را متعلق به شكل هندسي خاصي نميدانند. در یکی از این نرم افزارها به نام اسکچ پد دانشآموزان ميتوانند با حركت اشكال هندسي به هر مكاني كه ميخواهند، اشكال را در حالتهاي بيثبات لرزشی و حركتهاي مداوم در نظر بگيرند. به این ترتیب، درمييابيم كه قابليت حركت در این نوع نرمافزارها دانش آموزان را از تعميم ويژگيهاي اشكال ثابت به تمام اشكال هندسي مشابه باز می دارد. نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و نهم آذر 1389 توسط پریا
هنـدسه مقـدماتی به دو قسمت تقسیـم میگردد:
در هندسه مسطحه، اشکالی مورد مطالعه قرار میگیرند که فقط دو بعد دارند، هندسه فضایی، مطالعه اشکال هندسی سه بعدی است. این بخش از هندسه در مورد اشکال سه بعدی چون مکعبها، استوانهها، مخروطها، کرهها و غیرهاست.
تاریخچه هندسهواژه انگلیسی( Geometry ) هندسه از زبان یونانی ریشه گرفته است. این کلمه از دو کلمه «جئو»ٍ به معنای زمین و «متری» به معنای اندازه گیری تشکیل شده است.بنابراین هندسه اندازه گیری زمین است. مصریان اولیه نخستین کسانی بودند که اصول هندسه را کشف کردند. هر سال رودخانة نیل طغیان نموده و نواحی اطراف رودخانه راسیل فرا میگرفت. کلاسبندی هندسههنـدسه مقـدماتی به دو شاخه تقسیـم می گردد :
در هندسه مسطحه ، اشکالی مورد مطالعه قرار میگیرند که فقط دو بعد دارند، هندسه فضایی ، مطالعه اشکال هندسی سه بعدی است. این بخش از هندسه در مورد اشکال سه بعدی چون مکعب ها ،استوانه ها، مخروط ها، کره ها و غیره است. مدل ون هیل و یادگیری هندسه در محیطهای هندسه پویامدل ون هیل همانند مدل های ترتیبی مراحل مختلف رشد پیاژه (1960) و مراحل تفکر بلوم (1974) ، با در نظر گرفتن گامهای رشد مفاهیم هندسه در فراگیران امکان یادگیری را افزایش داد. چرا که ون هیل در تحقیقات خود متوجه شد که استدلالهای رسمی در هندسه به صورت طبیعی در کودکان اتفاق نمیافتد و یک نظام تربیتی مورد نیاز است. پنج مرحلهی تفکر هندسه که وی معرفی کرد شامل تشخیص، تجزیه و تحلیل، استدلال غیر رسمی، استدلال رسمی و بیان ریاضی میباشد. به نقل از هوفر (1981) در متون استانداردهای آموزشی هندسه از دانشآموزان انتظار میرفت از ابتدا از استدلالهای استنتاجی رسمی استفاده کنند. که خوش بختانه در دههی اخیر برنامههای درسی در متون هندسه تغییر ایجاد کرده و آن را بهبود بخشیدهاند. بطوریکه با مدل ون هیل سازگار بوده و شامل سه مرحله نخست و فرآیند کشف شده است. چیزی که وعدهی بزرگتری است این است که به موازات آن توسعهی نرمافزاری هندسه که شامل مدل ون هیل میشوند امکان ارائهی نرمافزارهای هندسه پویا را فراهم آورده است.
از نظر کولتز (1991) هدف اصلی Sketchpad بر اساس گفتهی طراحان آن، رشد دانشآموزان از طریق گذراندن مراحل مدل ون هیل بوده است. کیسین (1995) و مککوی (1992) این نسل از نرمافزارها را تسهیل کننده رسیدن به مراحل سطح بالای تفکر حل مسئله دانستهاند. اگر چه بسیاری از تحقیقات پیشین بر Logo و Geometric Supposer متمرکز بودهاند، کاپوت (1992) پیشنهاد انجام مطالعات هدایت شدهای را که شامل دو نرمافزار فوقالعاده Geometer's Sketchpad و Cabri Geometryمیشود را ارائه داد. لازم است این نوع از ابزارهای نرمافزاری باز-پاسخ مبنایی برای برنامه درسی قرار گیرند.
هایز (1989) فرآیند حل مسئله را در 6 گام تفکیک میکند. 1. مشخص کردن مسئله 2. ارائهی مجدد مسئله 3. طرح بندی مسئله 4. اجرای طرح 5. بررسی درستی طرح 6. بررسی راه حل
مراحل هایز نشان داد راه اطلاعاتی که در حین فرآیند حل مسئله کمک میکند و مورد نیاز است که کودک یک مسئلهی مستقل هندسی را به چند مسئلهی کوچک تقسیم کند. سپس بعد از بررسی درستی پاسخ به هر مسئلهی کوچک، آنها راه حل ها را با هم ترکیب کرده تا به یک راه حل بزرگتر در مراحل 5 و 6 برسند. شرایط نرم افزاهای آموزشی از نظر آرنولدآرنولد (1996) ابزار نرمافزاری که نمونهای از جنبههای مثبت فناوری رایانهای هستند، را نیازمند شرایط زیر به عنوان یک رسانه آموزشی مفید میداند. 1. به جستجو و کاوشگری بها داده و مورد تشویق قرار دهند. 2. کاربر را بعنوان عامل کنترلگر بر تکنولوژی معرفی کنند. 3. قابلیتهایی را که به غیر از فنآوری نمیتوان به آنها دست یافت را ارائه دهند. 4. به گسترش قابلیتهای ریاضی کاربران کمک کند. 5. فراگیران را غرق در مفاهیم ریاضی و فعالیت کند.
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و نهم آذر 1389 توسط پریا
هندسه چيست؟
واژه هندسه (Geometry) از دو واژه يوناني «ژئو» Geo به معناي زمين و «متراين» به معناي اندازه گيري آمده است. اقليدس (حدود300 قبل از ميلاد)، فيلسوف و رياضيدان ساکن آتن (پايتخت يونان) پس از تحصيل در آکادمي افلاطون به دعوت بطلميوس پسر لاگوس به اسکندريه مهاجرت کرد و مکتب رياضي خود را در آن شهر بنيان نهاد. مهمترين اثر اقليدس که نه به عنوان کتابي درسي و يا تمرين در هندسه محض، بلکه با اهدافي به مراتب متفاوت تر نگاشته شد، «اصول» (Elements) نام دارد که در سيزده جلد نگاشته شده است. اين کتاب يکي از تاثيرگذارترين و مهمترين كتابهاي تاريخ بشر در هندسه به شمار مي رود. اهداف سه گانه آن بنا بر عقيده کارل پوپر (سمت چپ) (1902-1994) عبارتند از: 1- رفع بحراني که در رياضيات با کشف اعداد گنگ (اصم) پديد آمد (قبلا افلاطون در تيماوس با وارونه کردن نظر فيثاغوريان براي حسابي کردن هندسه، مقدمات اين کار را فراهم کرده بود)؛ 2- بازسازي کل رياضيات؛ 3- بنا کردن کيهان شناسي بر شالوده هاي هندسي (تا کنون هم بر اين روال عمل ميشود). روش اقليدس در کتاب «اصول» روش اقليدس در کتاب اصول، روش اصل موضوعي است. به اين معنا که با استفاده از چند اصل و فرض گرفتن چند مفهوم اوليه به اثبات درستي قضايا و نتايج پرداخته مي شود. براي اين که بتوان در روش اصل موضوعي درستي برهاني را پذيرفت اولا بايد برروي اصول موضوعه و ثانيا برروي قواعد استنتاج، توافق وجود داشته باشد. اقليدس در اين كتاب از تعداد انگشت شماري «اصول موضوع»، تعداد نسبتا قابل توجهي «قضيه» نتيجه گيري ميكند. كار عظيم اقليدس اين بود كه چند اصل ساده و چند حكم را كه بي نياز به توجيه و پذيرفتني بودند، دست چين كرد و از آنها ۴۶۵ گزاره نتيجه گرفت كه بسياري از آنها پيچيده بودند و به طور شهودي، بديهي نبودند و تمام اطلاعات زمان او را در برداشتند. يك دليل بر زيبايي «اصول» اقليدس اين است كه اين همه را از آن اندك نتيجه گرفته است. مفاهيم اوليه هندسه اقليدس همه سعي خود را کرد که تمامي اصطلاحات هندسي را تعريف کند. اما اين کار به فهميدن بيشتر کمک نمي کند و دور يا تسلسل لازم مي آيد (دور در تعريف، دور بي خطري نيست). مثلا سعي مي کند خط مستقيم را اين گونه تعريف کند: خطي که به نحوي هموار بر نقاطي که بر آن هستند، قرار داشته باشد. اين تعريف خوبي نيست چون بايد براي فهميدن آن، قبلا تصوري از خط داشته باشيد؛ پس يک سري اصطلاحات بعنوان اصطلاحات تعريف نشده در نظر گرفته مي شوند: نقطه خط قرار دارند بر ميان (مثلا نقطه A ميان دو نقطه ديگر است) و قابليت انطباق.
فراهم آوردن اين ليست از کارهاي هيلبرت است. از زمان اقليدس رسم بر اين بود که هندسه به صورت دستگاهي اصل موضوعي و منسجم مورد مطالعه قرار گيرد. رياضيدانان جديد نيز که به گسترش جنبه هاي ديگر پرداختند از اين روش تبعيت مي کردند؛ به طوري که صورت بندي «اقليدس» از هندسه تا قرن نوزدهم پررونق ترين كالاي فكري بود و پنداشته ميشد كه نظام اقليدس يگانه نظامي است كه امكان پذير است. اين نظام بي چون و چرا توصيفي درست از جهان انگاشته ميشد. هندسه اقليدسي مدلي براي ساختار نظريه هاي علمي بود و نيوتن و ديگر دانشمندان از آن پيروي مي كردند. فضاي هندسه اقليدسي هندسه اقليدسي فضايي را مفروض مي گيرد كه هيچ گونه خميدگي و انحنا ندارد. به عبارت ديگر، هندسه اقليدسي براي دستگاهي مشتمل بر خطهاي راست در يك صفحه طرح ريزي شده است اما در عالم واقع يك چنين خطهاي راستي وجود ندارد. بر خلاف هندسه اقليدسي، نظام هندسي لباچفسكي و ريماني اين خميدگي را مفروض مي گيرند (در پستهاي بعدي به آنها اشاره خواهد شد). اصول هندسه اقليدسي نظام قياسي هندسه اقليدسي مبتني بر پنج اصل موضوع، پنج اصل متعارفي و چند برابر آنها اصول موضوعه و متعارفي تعريف نشده و همچنين برخي تعاريف بود و قضاياي هندسه با توجه به اين پنج اصل اثبات ميشوند. اين اصول موضوع عبارتند از: صورت ديگر اصل موضوعه پنجم اقليدس به اين شکل بيان مي شود: «به ازاي هر خط و نقطه اي خارج آن خط، يك خط و تنها يك خط به موازات آن خط مفروض مي تواند از آن نقطه عبور كند». معادلهاي اصل پنجم اقليدس: (الف) اگر يک خط، دو خط موازي را قطع کند، همه زواياي حاده بوجود آمده با هم و همه زواياي منفرجه به وجود آمده با هم مساوي اند. (ب) مجموع زواياي داخلي يک مثلث 180 درجه است. (پ) اگر خطي يک خط موازي را قطع کند، ديگري را هم قطع مي کند. (ت) هرگاه خطي بر يک خط موازي عمود شود، بر ديگري نيز عمود مي شود. (ث) هرگاه k و l دو خط موازي باشند و m بر k عمود باشد و n بر l عمود باشد آنگاه يا m=n يا m با n موازي است. هِندِسه مطالعه انواع روابط طولی و اشکال و خصوصیات آنها است. این دانش همراه با حساب یکی از دو شاخه قدیمی ریاضیات است. واژه هندسه عربی شده واژه «اندازه» در فارسی است. در زبان انگلیسی به آن geometry و در زبان فرانسه به آن géométrie میگویند که هردو از γεωμετρία (گئومتریا) در زبان یونانی آمده که به معنای اندازهگیری زمین است.
ادامه مطلب |
||||||||||
| تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک | ||||||||||